توضیحی دربارهٔ عنوان تازهٔ کتاب و پشتوانهٔ نظری آن
در برخی نوشتههای عابرشهر، کتاب در دست تدوین من با عنوان موقت «ذکاوت پیاده» و معادل انگلیسی Pedestrian Intelligence معرفی شده بود. اکنون، با روشنترشدن ساختار کتاب و مرور دقیقتر ادبیات پژوهشی، عنوان «شهر از نگاه و تجربهٔ پیاده» برای آن انتخاب شده است. زیرعنوان کتاب، «از بدن تا عدالت و حکمرانی شهری»، مسیر بحث را مشخص میکند؛ مسیری که از تجربهٔ روزمرهٔ حرکت در شهر آغاز میشود و به مسئولیت طراحی، برنامهریزی و تصمیمگیری شهری میرسد.
The City Through Pedestrians’ Eyes and Experiences
From the Body to Justice and Urban Governance
چرا عنوان تغییر کرد؟
تعبیر «ذکاوت پیاده» برای توجهدادن به شناخت عملی عابر، انتخاب مسیر و رابطهٔ تجربه با تصمیم شهری به کار رفته بود. بااینحال، قرارگرفتن همهٔ این مباحث زیر یک اصطلاح میتوانست این تصور را ایجاد کند که کتاب بر نظریهای واحد و تثبیتشده با همین نام استوار است. کاربرد این عبارت در بعضی پژوهشها، بهخودیخود پشتوانهٔ چنین برداشتی نیست؛ باید دید هر پژوهش آن را دقیقاً در چه معنایی به کار برده است.
عنوان تازه موضوع کتاب را روشنتر بیان میکند. مسئله همچنان این است که شهر از موقعیت کسی که در آن راه میرود چگونه فهمیده و ارزیابی میشود. آیا کیفیت شهر را میتوان فقط با عرض پیادهرو و سرعت حرکت سنجید؟ خستگی، امکان مکث، احساس امنیت، محدودیتهای اجتماعی و اختیار انتخاب مسیر چه جایگاهی در این ارزیابی دارند؟
پشتوانهٔ نظری این نگاه
کتاب برای پاسخ به این پرسشها از چند حوزهٔ پژوهشی بهره میگیرد. مطالعات تجربهٔ بدنمند و اجتماعی پیادهروی، از جمله پژوهش میدلتون، نشان میدهند که شناخت راهرفتن شهری به توجه به حواس، شیوههای حرکت و رابطهٔ بدن با محیط نیاز دارد [۱]. در این نگاه، تجربهٔ عابر بخشی از شناخت شهر است و باید امکان بیان و بررسی پیدا کند.
ادبیات عدالت دسترسی، پرسش دیگری را پیش میکشد؛ امکانات شهر برای چه کسانی و با چه شرایطی قابل استفادهاند؟ پریرا، شوانن و بنیستر، دسترسی را در پیوند با عدالت توزیعی بررسی میکنند [۲]. این بحث برای کتاب اهمیت دارد، زیرا وجود یک مسیر یا مقصد لزوماً به معنای امکان استفادهٔ برابر از آن نیست. تواناییهای فردی، شرایط اجتماعی و ویژگیهای محیط بر دسترسی واقعی اثر میگذارند.
حوزهٔ سوم به رابطهٔ داده، مشارکت و حکمرانی مربوط است. ویلیس و نولد بر نقش فعال شهروندان در استفاده از تجربه و احساسات خود در فرایند برنامهریزی تأکید میکنند [۳]. کیچین و همکاران نیز نشان میدهند که شاخصها و داشبوردهای شهری صرفاً بازتاب بیطرف شهر نیستند و در چگونگی شناخت و ادارهٔ آن نقش دارند [۴]. بنابراین باید پرسید تجربهٔ چه کسانی در دادهها دیده میشود و چه کسانی بیرون از تصویر میمانند.
صورتبندی پیشنهادی کتاب
«چارچوب تلفیقیِ تجربهٔ پیاده، شواهد و حکمرانی شهری» صورتبندی پیشنهادی من بر پایهٔ این حوزههاست. سهم آن، قراردادن پرسشهای تجربه، دسترسی و تصمیمگیری در یک مسیر تحلیلی مشترک است. مدلهای کتاب باید بهعنوان ابزار طرح پرسش، گردآوری شواهد و ارزیابی پاسخ شهری خوانده شوند. اعتبار کاربرد آنها به بررسی موردی و بازخورد استفادهکنندگان وابسته است.
در این مسیر، دادههای مکانی و تحلیل هوشمند میتوانند به شناخت الگوها کمک کنند، اما کاهش حضور یا تغییر مسیر، بهتنهایی احساس ترس یا علت یک تصمیم را آشکار نمیکند. گفتوگو، مشاهده و مشارکت عابران برای تفسیر این شواهد ضروری است. هوش مصنوعی در این چارچوب ابزار تحلیل است و جای تجربهٔ بیانشدهٔ مردم و مسئولیت تصمیمگیران را نمیگیرد.
نوشتههای پیشین عابرشهر چگونه خوانده شوند؟
عنوان پیشین بخشی از مسیر شکلگیری کتاب است. نوشتههای مرتبط عابرشهر با حفظ نشانی صفحات و سابقهٔ بحث، در موارد لازم بهروزرسانی میشوند. اشاره به نام کتاب با عنوان تازه هماهنگ خواهد شد و کاربردهای مفهومی برحسب موضوع توضیح داده میشوند. هدف این بازنگری، روشنترشدن نسبت میان تجربهٔ پیاده، پشتوانهٔ پژوهشی و پیشنهادهای کتاب برای شهرسازی است.
منابع
- Middleton, J. (2010). Sense and the city: Exploring the embodied geographies of urban walking. Social & Cultural Geography, 11(6), 575–596.
- Pereira, R. H. M., Schwanen, T., & Banister, D. (2017). Distributive justice and equity in transportation. Transport Reviews, 37(2), 170–191.
- Willis, K. S., & Nold, C. (2022). Sense and the city: An Emotion Data Framework for smart city governance. Journal of Urban Management, 11(2), 142–152.
- Kitchin, R., Lauriault, T. P., & McArdle, G. (2015). Knowing and governing cities through urban indicators, city benchmarking and real-time dashboards. Regional Studies, Regional Science, 2(1), 6–28.



