مدرسه را نمیتوان فقط با کلاس، حیاط و دیوارهایش ارزیابی کرد. کودکی که برای رسیدن به آن باید از میان خودروها بگذرد و همراهش جایی امن برای انتظار ندارد، دشواری رسیدن به مدرسه را پیش از آغاز کلاس تجربه میکند. از دید عابر، کیفیت مدرسه با کیفیت دسترسی به آن پیوند دارد.
تجربهای که به سرانجام نرسید
خاطرم هست در دوران مسئولیتم در حوزه معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران، چند بار با مسئولان وزارت آموزشوپرورش درباره پراکندگی و دسترسی به مدارس دولتی جلسه داشتم. رشد جمعیت و تغییر توزیع آن، همراه با آلودگی و ترافیک، ضرورت بازنگری در مکان استقرار برخی مدارس را پیش آورده بود. برخی از این ساختمانها در کنار خیابانهای پرتردد، پرصدا و تجاری قرار گرفته بودند.
پیشنهاد من، برنامهای میانمدت برای انتقال برخی مدارس بود. ارزش بالای زمینِ املاک آموزشوپرورش در برِ خیابانهای اصلی میتوانست امکان تبدیلبهاحسن آنها و تأمین فضاهای آموزشی استاندارد و مدرن را در موقعیتهایی با دسترسی بهتر و آلودگی کمتر فراهم کند. پیشنهاد کردم با کمک سامانه اطلاعات جغرافیایی، نیاز آموزشی و موقعیت جایگزینها دقیقتر بررسی شود. برای شروع، محور بلوار کشاورز و خیابان کریمخان را در نظر داشتم. با همه تلاشها، این پیشنهاد در دوران مسئولیت من به سرانجام نرسید.
تجربه «خیابانهای مدرسه» در پاریس، از راهی دیگر به همان دغدغه نزدیک میشود. هدف مشترک، سلامت کودک و ارتقای کیفیت محیط آموزشی و دسترسی به آن است. در پیشنهاد تهران، تبدیلبهاحسن املاک و انتقال برخی مدارس، راهی میانمدت برای رسیدن به این هدف بود؛ در پاریس، بهبود خیابان پیرامون مدارس دنبال میشود. به نظرم این دو رویکرد مکمل یکدیگرند. در مواردی که انتقال مدرسه لازم است، تا زمان تأمین و آمادهشدن مکان مناسبتر نیز کودک هر روز به مدرسه فعلی میرود و کیفیت مسیر، ایمنی عبور و فضای انتظار همراهان او نیازمند توجه است.
خیابانی برای رسیدن و ماندن
در پاریس، بنا بر گزارش شهرداری، تا آغاز سال تحصیلی سپتامبر ۲۰۲۵ بیش از ۳۰۰ خیابان پیرامون مدارس آرامسازی شده بود. شیوه اجرا یکسان نیست. در بعضی مسیرها راهبندِ بازشدنی مانع ورود خودرو میشود؛ در مسیرهایی که دسترسی به پارکینگ یا تحویل کالا ضروری است، دسترسی محدود با سرعت قدمزدن باقی میماند و اولویت در سراسر مسیر با پیاده است. [۱]


مشاهدهٔ ویدئوی مرتبط در اینستاگرام (Landscape Pocket)
برنامه «محافظت از مدارس» بارسلونا نیز محیطی کمترافیکتر و سالمتر و فرصت بازی و معاشرت کودکان و والدین را دنبال میکند. آژانس سلامت عمومی شهر، با مطالعه پیش و پس از مداخله و استفاده از گروه مقایسه، مدت حضور، بازی خودجوش، تعامل اجتماعی و احساس ایمنی را بررسی کرده است. اینجا معیار ارزیابی فقط عبور خودرو نیست، بلکه تجربه استفادهکنندگان نیز اهمیت دارد. [۲]
دسترسی ایمن فراتر از نزدیکبودن
استاندارد دسترسی را نباید فقط به فاصله خانه تا مدرسه یا شعاعی روی نقشه تقلیل داد. نزدیکبودن مدرسه زمانی معنا پیدا میکند که مسیر رسیدن به آن پیوسته، بدون مانع و برای کودک دارای معلولیت نیز قابل استفاده باشد. برای نمونه، راهنماهای رسمی انگلستان بر پیادهروهایی با سطح مناسب، رفع موانع، اتصال مسیرها، گذرگاههای ایمن و کاهش سرعت خودرو تأکید دارند. این راهنماها ضابطه ایران نیستند، اما معیارهای مفیدی برای ارزیابی کیفیت مسیر مدرسه به دست میدهند. [۳]، [۴]
پیشتر در عابرشهر، در نوشته «تنها یک احمق برای سبقت از اتوبوس مدرسه وارد پیاده رو می شود»، به ماجرای بهخطرانداختن کودکان با ورود خودرو به پیادهرو پرداختهام. [۵] آن ماجرا یادآور اهمیت حفاظت از کودک در لحظه سوار و پیادهشدن است. محل توقف سرویس، مسیر رسیدن کودک از خودرو به ورودی مدرسه و جلوگیری از ورود خودرو به فضای پیاده، باید بخشی از طراحی و مدیریت دسترسی باشد. در ایران نیز نقد وضع موجود باید به مطالبه اجرای همین اصول بینجامد؛ مسئولیت ایمنی را نمیتوان فقط با توصیه «مواظب باش» بر دوش کودک و والدین گذاشت.
از تهران کجا میتوان آغاز کرد
به گفته مدیرکل آموزشوپرورش شهر تهران در مهر ۱۴۰۵، حدود ۱٫۲ میلیون دانشآموز در این شهر تحصیل میکنند. [۶] این مقیاس جمعیتی نشان میدهد که استانداردسازی مدارس نباید به ساختمان و کلاس محدود بماند؛ مکان استقرار، سلامت محیط و ایمنی دسترسی نیز باید جزئی از آن باشد.
به نظرم میتوان دوباره به همان محور کشاورز و کریمخان بازگشت، اما این بار از ورودی مدارس و مسیر واقعی قدمهای کودکان شروع کرد. این پیشنهاد الزاماً به معنای بستن خیابان اصلی نیست. باید دید کدام ورودی به معبر فرعی باز میشود، کجا عبور از عرض خیابان دشوار است و در کدام نقطه توقف خودرو، فضای پیاده و انتظار والدین را اشغال میکند. نقشه به شناخت مسئله کمک میکند، اما جای مشاهده هنگام ورود و خروج دانشآموزان و شنیدن تجربه آنان را نمیگیرد.
میتوان در چند مدرسه منتخب، محدودیت زمانی ورود خودرو، رفع موانع پیادهرو و ایجاد فضای امن انتظار را بهصورت آزمایشی بررسی کرد. دسترسی کودک دارای معلولیت، سرویس مدرسه، ساکنان و خودروهای امدادی باید از ابتدا در طرح دیده شود. همچنین باید سنجید که آیا ترافیک و خطر به کوچه بعدی منتقل شده است یا نه. رنگآمیزی آسفالت، بدون کاهش تعارض کودک و خودرو و پیگیری اجرای مقررات، برای نامیدن یک خیابان به نام مدرسه کافی نیست.
انتخاب مدرسهها نیز مسئله عدالت است. اولویت نباید فقط با محلههایی باشد که صدای بلندتر یا توان چانهزنی بیشتری دارند؛ نیاز و خطر باید مبنای تصمیم باشد. شهرداری، آموزشوپرورش و پلیس، همراه با والدین و خود کودکان، باید مسئولیت این مسیر را بهطور روشن تقسیم کنند. پرسش اصلی این نیست که خودرو چگونه سریعتر کودک را مقابل در پیاده کند، بلکه این است که شهر چگونه امکان رسیدن امن و آسوده او به مدرسه را فراهم میکند. حق کودک به شهر، پیش از درِ مدرسه آغاز میشود.



