
معرفی کتاب «نابرنامهریزی: شهرهای قابل زندگی و انتخابهای سیاسی»
(Unplanning: Livable Cities and Political Choices)
چارلز سیگل، ۲۰۱۰، انتشارات مؤسسهٔ حفاظت (Preservation Institute)
فهرست فصلهای کتاب «نابرنامهریزی»
- برنامهریزی و سیاست
- شهر کاملاً برنامهریزیشده
- برنامهریزی آمریکایی پس از جنگ
- شهرسازی سنتیِ نو
- محدودیتهای سیاسی بر رشد شهری
- گامهای بعدی
- پایان مدرنیسم
این عنوانها ترجمهٔ فارسی عنوان فصلهای نسخهٔ انگلیسیاند. مشخصات و فهرست کتاب
شهر را برای چه نوع زندگیای میسازیم؟ زندگی وابسته به خودرو، سفرهای طولانی و مصرف بیشتر فضا؛ یا زندگی در محلههایی که بتوان در آنها پیاده رفت، نیازهای روزمره را نزدیک خانه برآورده کرد و با دیگران ارتباط داشت؟ پرسش مهمتر این است که چه کسی باید دربارهٔ این انتخاب تصمیم بگیرد: متخصصان، مدیران شهری یا شهروندان؟
چارلز سیگل، نویسنده و کنشگر مسائل شهری در برکلی کالیفرنیا، در کتاب «نابرنامهریزی» از همین پرسش آغاز میکند. عنوان کتاب ممکن است در نگاه نخست مخالفت با هر نوع برنامهریزی را تداعی کند؛ اما منظور او کنارگذاشتن دانش تخصصی نیست. مسئله این است که انتخاب شیوهٔ زندگی شهری نباید صرفاً به تصمیمی فنی تبدیل شود. شهروندان باید در تعیین جهت حرکت شهر نقش داشته باشند و متخصصان برای تحقق این انتخابها راهحل ارائه کنند. شرح دیدگاه نویسنده
از نقد برنامهریزی تا انتخاب شهروندان
سیگل برای روشنکردن بحث، از آزمایشهای فکری دربارهٔ محدودکردن حضور و سرعت خودرو استفاده میکند. اگر قواعد حرکت تغییر کنند، چه نوع محله و چه شیوهای از زندگی امکانپذیر میشود؟ این سناریوها نسخههای آماده برای همهٔ شهرها نیستند؛ ابزاریاند برای نشاندادن اینکه تصمیمهای کلان دربارهٔ حملونقل، انتخابهایی اجتماعی و سیاسی نیز هستند.
همراهی و فاصله با شهرسازی نوین
دیدگاه سیگل با شهرسازی نوین (New Urbanism) در توجه به مقیاس انسانی، اختلاط کاربریها و محلههای مناسب پیادهروی اشتراک دارد. بااینحال، شباهت ظاهری یک محله به شهرهای تاریخی را کافی نمیداند. موضوع این است که فضا چگونه شکل میگیرد و مردم چه سهمی در این فرایند دارند.
در توضیح نقد او باید میان ضوابط مربوط به فرم و استقرار ساختمان و ضوابط تحمیلکنندهٔ سبک معماری تفاوت گذاشت. نقد کنترل جزئیات معماری، به معنای رد همهٔ ضوابط شهری نیست. همچنین، توجه او به طراحی مشارکتی نشان میدهد که نمیتوان موضعش را مخالفت کامل با روشهای شهرسازی نوین دانست. توضیح سیگل دربارهٔ شهرسازی نوین
نسبت او با رشد هوشمند (Smart Growth) نیز پیچیدهتر از یک مخالفت ساده است. سیگل خود از رشد هوشمندِ متناسب با مقیاس انسانی دفاع کرده است. پس بهتر است نقد او را متوجه غلبهٔ رویکرد کارشناسی و تصمیمگیری از بالا بدانیم، نه مخالفت با کاهش پراکندهرویی و وابستگی به خودرو. نوشتهٔ سیگل دربارهٔ رشد هوشمند
چرا خواندن این کتاب اهمیت دارد؟
به نظر من، اهمیت کتاب برای بحث پیادهمداری در این است که ما را از پرسش «چه چیزی طراحی کنیم؟» به پرسش «چه کسی تصمیم میگیرد و برای چه نوع زندگیای؟» میرساند. کاهش سهم خودرو، امکان مکث در خیابان و دسترسی پیاده به خدمات، فقط موضوع طراحی نیستند؛ با اولویتهای مدیریت شهری و سهم مردم در تصمیمگیری ارتباط دارند.
البته مشارکت شهروندان نیز بهخودیخود تضمینکنندهٔ عدالت نیست. باید پرسید صدای چه کسانی شنیده میشود و کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و گروههای کمقدرت چگونه در این انتخاب جمعی نمایندگی میشوند. ارزش کتاب، بیش از ارائهٔ پاسخ نهایی، در بازکردن همین گفتوگو میان تخصص، سیاست و زندگی روزمره است.
برای مطالعهٔ یادداشت پیشین من دربارهٔ این موضوع، با عنوان «انتخاب شیوهٔ زندگی در شهر توسط برنامهریزان یا شهروندان؟»، منتشرشده در روزنامهٔ همشهری در ۱۰ شهریور ۱۴۰۰، به مقاله در سایت عابرشهر مراجعه کنید.



