جزیره مایورکا

مایورکا فقط در این چهار ویژگی خلاصه نمی‌شود. آنچه هنگام قدم‌زدن بیش از همه به چشم می‌آید، میدان‌های کوچک و فضاهای عمومی زنده است؛ مکان‌هایی برای نشستن، گفت‌وگو، بازی کودکان، حضور سالمندان و فعالیت کافه‌ها. در چنین فضایی، پیاده‌روی فقط عبور از یک نقطه به نقطه دیگر نیست. عابر، همزمان شهر و منظر را تجربه می‌کند؛ راه می‌رود، مکث می‌کند، می‌بیند و با محیط ارتباط برقرار می‌کند.

ادامه مطلب

شهر پالما در مایورکا

پالما شهری در مرز میان تاریخ، دریا، گردشگری و زندگی روزمره؛ شهری که هنوز در بسیاری از فضاهایش می‌توان مکان را از ارتفاع چشم عابر تجربه کرد. اما این تعادل دائمی نیست. مایورکا نیز مانند بسیاری از مقصدهای گردشگری جهان در معرض فشار سرمایه، افزایش قیمت مسکن و گردشگری انبوه قرار دارد. بنابراین آنچه امروز در این جزیره می‌بینیم، نه یک پایان موفق، بلکه یک فرآیند مداوم مراقبت، تنظیم و تصمیم‌گیری است.

ادامه مطلب

دسترسی ممنوعه

در بسیاری از پروژه‌هایی که با عنوان «دسترس‌پذیرسازی» اجرا می‌شوند، توجه اصلی به هندسه و اتصال کالبدی است. مسیر باید پیوسته باشد، رمپ ساخته شود، جدول اصلاح شود و ایستگاه به شبکه متصل گردد. همه اینها ضروری‌اند، اما به نظر می رسد که کافی نیستند.

ادامه مطلب

فقر دسترسی در مشهد

مدیریت شهری مشهد نباید تنها به «تعداد زائر» توجه کند. تعداد زائر یک شاخص مهم اقتصادی و مدیریتی است، اما برای فهم عدالت شهری کافی نیست. باید پرسید این زائران چه کسانی هستند، چگونه سفر می‌کنند، چه میزان توان اقتصادی دارند، چه تعداد سالمند یا کم‌توان هستند و تجربه آنان از حرکت در شهر چگونه است. همان‌قدر که باید درباره زائر بدانیم، باید درباره مجاور نیز بدانیم.

ادامه مطلب

پیاده راه 15خرداد تهران

تجربه پیاده‌راه ۱۵ خرداد در قلب تاریخی تهران، یکی از پیچیده‌ترین پارادوکس‌های مدیریت شهری ایران را به نمایش می‌گذارد. این پروژه که در ظاهر به عنوان یک موفقیت بزرگ در بازپس‌گیری فضا از خودرو و بازگشتِ سیلِ جمعیت به بازار تلقی می‌شد، در لایه‌های زیرین خود با بحران‌های جدیِ ایمنی، عملکردی و خدماتی روبروست.

پیاده راه 17شهریور تهران

مسئله‌ی بنیادین پروژه ۱۷ شهریور، طراحی آن به‌مثابه یک «جزیره‌ی محصور» بود. پیاده‌راهی که به شبکه‌ی حرکتی پیش و پس از خود متصل نباشد، همانند رگی است که دو سر آن بسته شده باشد؛ در چنین شرایطی، خون، یعنی جریان حرکت، زندگی و اقتصاد شهری در آن متوقف و دچار لختگی می‌شود. این در حالی است که پیاده‌مداری، ذاتاً پدیده‌ای شبکه‌محور است و بدون هم‌پیوندی، معنا و کارکرد خود را از دست می‌دهد.

 برج میلاد

برج میلاد به عنوان ششمین برج مخابراتی دنیا، هزینه‌ی گزافی را به شهر تحمیل کرد این برج بر روی تپه‌های نصر ساخته شده که به طور طبیعی با اتوبان‌های همت، حکیم و چمران محصور شده است. دسترسی به این نمادِ شهری عملاً تنها با «خودرو» ممکن است. عابری که بخواهد پیاده به این برج برسد، با دیوارهایی از بتن و شیب‌های تندِ غیرانسانی روبروست. برج میلاد به جای آنکه محرکِ توسعه‌ی محلات اطراف باشد، به یک «برجِ عاج» تبدیل شده است که ارتباطِ اندکی با بافتِ اجتماعی پیرامونش دارد.