جزیره مایورکا

مایورکا فقط در این چهار ویژگی خلاصه نمی‌شود. آنچه هنگام قدم‌زدن بیش از همه به چشم می‌آید، میدان‌های کوچک و فضاهای عمومی زنده است؛ مکان‌هایی برای نشستن، گفت‌وگو، بازی کودکان، حضور سالمندان و فعالیت کافه‌ها. در چنین فضایی، پیاده‌روی فقط عبور از یک نقطه به نقطه دیگر نیست. عابر، همزمان شهر و منظر را تجربه می‌کند؛ راه می‌رود، مکث می‌کند، می‌بیند و با محیط ارتباط برقرار می‌کند.

ادامه مطلب

شهر پالما در مایورکا

پالما شهری در مرز میان تاریخ، دریا، گردشگری و زندگی روزمره؛ شهری که هنوز در بسیاری از فضاهایش می‌توان مکان را از ارتفاع چشم عابر تجربه کرد. اما این تعادل دائمی نیست. مایورکا نیز مانند بسیاری از مقصدهای گردشگری جهان در معرض فشار سرمایه، افزایش قیمت مسکن و گردشگری انبوه قرار دارد. بنابراین آنچه امروز در این جزیره می‌بینیم، نه یک پایان موفق، بلکه یک فرآیند مداوم مراقبت، تنظیم و تصمیم‌گیری است.

ادامه مطلب

دسترسی ممنوعه

در بسیاری از پروژه‌هایی که با عنوان «دسترس‌پذیرسازی» اجرا می‌شوند، توجه اصلی به هندسه و اتصال کالبدی است. مسیر باید پیوسته باشد، رمپ ساخته شود، جدول اصلاح شود و ایستگاه به شبکه متصل گردد. همه اینها ضروری‌اند، اما به نظر می رسد که کافی نیستند.

ادامه مطلب

فقر دسترسی در مشهد

مدیریت شهری مشهد نباید تنها به «تعداد زائر» توجه کند. تعداد زائر یک شاخص مهم اقتصادی و مدیریتی است، اما برای فهم عدالت شهری کافی نیست. باید پرسید این زائران چه کسانی هستند، چگونه سفر می‌کنند، چه میزان توان اقتصادی دارند، چه تعداد سالمند یا کم‌توان هستند و تجربه آنان از حرکت در شهر چگونه است. همان‌قدر که باید درباره زائر بدانیم، باید درباره مجاور نیز بدانیم.

ادامه مطلب
valiasr underpas

چهارراه ولیعصر

یرگذر ولیعصر صرفاً پاسخ به مسئله‌ی ترافیک نبود، بلکه پاسخی فضایی به «مدیریت تجمع» نیز محسوب می‌شد. چهارراه ولیعصر یکی از معدود نقاطی است که هم‌زمان تراکم بالای پیاده، توقف، مکث و امکان شکل‌گیری کنش جمعی دارد. حذف پیاده از تراز خیابان، نه‌تنها حرکت خودرو و BRT را روان‌تر کرد، بلکه امکان تجمع، مکث طولانی و اشغال نمادین فضا را نیز به زیرزمین منتقل نمود.

طراحی، معلولیت و تجسم: عدالت فضایی و دیدگاه‌های قدرت

ریگر در این کتاب نشان می‌دهد که بسیاری از فضاهای عمومی—از خیابان‌ها و پیاده‌روها گرفته تا مدارس، موزه‌ها، مراکز خرید و دانشگاه‌ها—بر اساس پیش‌فرض یک «بدن نرمال» طراحی شده‌اند؛ بدنی که سالم، سریع، بدون محدودیت حرکتی و بدون نیاز به مکث فرض می‌شود. نتیجه‌ی این رویکرد، حذف تدریجی و خاموش افرادی است که بدن‌شان با این هنجار هم‌خوانی ندارد.

چیدمان فضا

پیاده‌محوری موفق، نه با افزایش عدد عابران، بلکه با کاهش رنج بدن‌ها سنجیده می‌شود. شهر خوب، شهری نیست که فقط «عبورپذیر» باشد؛ شهری است که ماندنی، قابل‌تحمل و عادلانه باشد. این دقیقاً همان جایی است که ذکاوت پیاده، گفت‌وگو با تکنیک چیدمان فضا را نه برای نفی آن، بلکه برای کامل‌کردنش ادامه می‌دهد.