شهرهای فراگیر و تحول شهری جهانی

این کتاب دعوتی است به بازاندیشی شهر، نه از بالا، بلکه از نگاه کسانی که بیشترین بار نابرابری را در زندگی روزمره حمل می‌کنند. برای مباحثی چون عدالت پیاده، تجربه‌ی عابر، شهر انسانی و نقد پارادایم‌های رایج برنامه‌ریزی شهری، این اثر یک منبع مرجع و انتقادی جدی است.

ادامه مطلب

طراحی، معلولیت و تجسم: عدالت فضایی و دیدگاه‌های قدرت

ریگر در این کتاب نشان می‌دهد که بسیاری از فضاهای عمومی—از خیابان‌ها و پیاده‌روها گرفته تا مدارس، موزه‌ها، مراکز خرید و دانشگاه‌ها—بر اساس پیش‌فرض یک «بدن نرمال» طراحی شده‌اند؛ بدنی که سالم، سریع، بدون محدودیت حرکتی و بدون نیاز به مکث فرض می‌شود. نتیجه‌ی این رویکرد، حذف تدریجی و خاموش افرادی است که بدن‌شان با این هنجار هم‌خوانی ندارد.

ادامه مطلب

چیدمان فضا

پیاده‌محوری موفق، نه با افزایش عدد عابران، بلکه با کاهش رنج بدن‌ها سنجیده می‌شود. شهر خوب، شهری نیست که فقط «عبورپذیر» باشد؛ شهری است که ماندنی، قابل‌تحمل و عادلانه باشد. این دقیقاً همان جایی است که ذکاوت پیاده، گفت‌وگو با تکنیک چیدمان فضا را نه برای نفی آن، بلکه برای کامل‌کردنش ادامه می‌دهد.

ادامه مطلب

میدان پژوهش مشهد

کارخانه نوآوری مشهد ثابت می‌کند که ذکاوت، اگر فقط درون ساختمان محبوس بماند، به پوسته‌ای توخالی بدل می‌شود. نوآوری واقعی از خیابان آغاز می‌شود، از مسیرهای امن و قابل دسترس همگان، از حق تقدم بدن، از میدان‌هایی که مردم در آن مکث می‌کنند. این پروژه، فرصتی بود برای خلق یک میدان هوشمند پیاده‌مدار؛ فرصتی که در هیاهوی رزومه‌سازی مدیریتی از دست رفت.

ادامه مطلب

شهرک اکباتان

شهرک اکباتان به عنوان نماد مدرنیسم شهری، در نگاه نخست (از بالا) منظم و کارآمد به نظر می‌رسد. اما تجربه زیسته با کالسکه فرزندم در دهه ۷۰، «نقشه ذهنی» متفاوتی را ترسیم کرد. در این نقشه، پله‌ها و اختلاف سطح‌های ناگهانی، نه عناصر معمارانه، بلکه «سدّهای حرکتی» بودند. برای یک مادر یا پدر، نقشه اکباتان به مجموعه‌ای از «بن‌بست‌ها» تبدیل می‌شود که بدن را مجبور به انجام حرکات اضافی و فرساینده (مانند بلند کردن کالسکه) می‌کند.

طراحی شهر تهران

دفتر برنامه ریزی منطقه­ ای با مسایل استراتژیک و و نحوه ارزیابی فنی و دفتر برنامه ریزی و دفترطراحی شهری با مسایل مربوط به شکل کالبدی شهر و موضوعات طراحی شهری سروکار خواهند داشت همچنین تاسیس 80 منطقه برنامه ­ریزی در سطح تهران که بتواند مکانیزمی برای مشارکت محلی در برنامه­ ریزی و کنترل رشد محله را فراهم سازد، پیش بینی شده بود. البته گروه هاروارد بر جذب و استخدام نیروی انسانی متخصص با حقوق و مزایای مشابه بخش خصوصی را شرط موفقیت سازمان مذکور می دانست.

هوش مصنوعی و عدالت پیاده

در مسیر رسیدن به «شهر همگان»، هوش مصنوعی نقطه‌ی آغاز نیست؛ بلکه شتاب‌دهنده‌ای است که می‌تواند روند اصلاحات شهری را سریع‌تر، دقیق‌تر و عادلانه‌تر کند. اما هر فناوری، بر بستری عمل می‌کند که پیش از آن ساخته شده است. شهرهایی که از دموکراسی شهری، زیرساخت پیاده‌محور و سنت مشارکت عمومی برخوردارند، مانند بسیاری از شهرهای اروپایی، به‌طور طبیعی ظرفیت بیشتری برای استفادهٔ مؤثر از ابزارهای هوش مصنوعی در این زمینه دارند. در چنین شهرهایی AI نه تنها اطلاعات دقیق تولید می‌کند، بلکه می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی روزمره، برنامه‌ریزی عادلانه‌تر و توزیع بهتر منابع شهری منجر شود.