پیاده مداری

AberShahr > پیاده مداری

بازآفرینی شهری، سرزندگی و مصرف پایدار

کتاب بازآفرینی شهری، سرزندگی و مصرف پایدار دارای یک چارچوب نظری قوی برای فهم پیاده‌روی به‌مثابه رفتار مصرفی و سیاست‌گذاری اقتصادی ارائه می‌دهد و ارتباط میان سرزندگی، بازآفرینی شهری و مصرف پایدار و اقتصاد کوچک‌مقیاس را به‌طور سیستماتیک نشان می‌دهد. از این جهت این کتاب یک لایه مهم تازه به مدل‌های سنتی پیاده‌مداری اضافه می‌کند؛ این زاویه دید کمتر در آثار دیگر طرفداران جنبش پیاده مداری از جمله اسپک، مونییر یا جیکوبز دیده می شود.

گذار از سنجش کالبدی به سنجش تجربه زیستی

دربرنامه‌ریزی شهری ایران، نگاه به پیاده‌روی همچنان در بند «شاخص‌های کالبدی» باقی مانده است. عرض پیاده‌رو، نوع مصالح، کف‌سازی، شیب و رمپ هرچند ضروری است، اما تنها بخش کوچکی از «واقعیت پیاده» هستند. آنچه غایب است، تجربه زیسته و ادراکی عابرپیاده از جمله احساس امنیت، گسست حواس، آرامش، تعلق، مشارکت اجتماعی و کیفیت حرکت و جابجایی است.

شهر پیاده‌مدار: ابعاد پیاده‌روی و همپوشانی مسیرهای پیاده‌زندگی

در این کتاب، میدلتون بر اساس کار میدانی در بریتانیا و مجموعه‌ای از تحقیقات بین‌المللی، استدلال می‌کند که پیاده‌روی پدیده‌ای است هم‌زمان اجتماعی و مادی؛ پدیده‌ای تجسم‌یافته و رابطه‌ای که نمی‌توان آن را صرفاً به شاخص‌های فنی و معیارهای کمی تقلیل داد. از منظر او، پیاده‌روی یک عمل زیسته است که در بستر مجموعه‌ای از هویت‌ها، روابط قدرت، احساسات، عادت‌ها و زمینه‌های سیاسی-اجتماعی شکل می‌گیرد. این رویکرد، نقدی ضمنی بر غالب ادبیات سیاست‌گذاری پیاده‌روی است که معمولاً با اتخاذ یک نگاه رمانتیک یا کارکردی به پیاده‌روی، ظرفیت‌های این عمل روزمره را یا بیش‌برآورد یا ساده‌سازی می‌کنند.