معرفی کتاب: شهرسازی برای همزیستی؛ یک تجربه ژاپنی برای اندیشیدن دوباره به شهر
کتابی که شهر را فقط مجموعهای از ساختمانها و خیابانها نمیبیند.
در میان کتابهایی که در سالهای اخیر به فارسی منتشر شدهاند، گاهی با آثاری روبهرو میشویم که ارزش آنها فقط در موضوع کتاب نیست؛ بلکه در زاویهای است که از طریق آن به شهر نگاه میکنند.
کتاب «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» نوشته هیروشی میمورا (Hiroshi Mimura)، استاد و پژوهشگر ژاپنی در حوزه شهرسازی و برنامهریزی محیطهای مسکونی، از همین دسته است. این اثر نخستینبار در سال ۱۹۹۷ منتشر شده و در سال ۲۰۰۵ مورد بازنگری گسترده قرار گرفته است. نسخه فارسی آن به ترجمه میثم معصومی و با هدف انتشار آزاد دانش در سال ۱۴۰۵ در دسترس قرار گرفته است.
آنچه این کتاب را برای من جالب میکند، صرفاً تجربه شهرسازی ژاپن نیست؛ بلکه نوع نگاه آن به خودِ شهرسازی است.
این کتاب را میتوان یکی از منابع ارزشمند برای آشنایی با تجربه شهرسازی انسانمحور، مشارکتی و میانرشتهای ژاپن دانست؛ تجربهای که از خلال آن میتوان رابطه میان شهروند، مدیریت شهری، متخصص و محیط زندگی را بهتر دید.
نگاهی کلیدی به محتوا و ویژگیها
پیوند تئوری و عمل: کتاب مفاهیم شهرسازی را با نقشهها، جداول و نمونههای کاربردی همراه میکند و تلاش دارد مباحث شهرسازی را از سطح مفاهیم انتزاعی به مسائل واقعی برنامهریزی و مدیریت شهر نزدیک کند.
توجه به مفهوم ماچیزوکوری (Machizukuri): یکی از محورهای مهم کتاب، شهرسازی و محلهسازی مشارکتی و نقش فعال شهروندان و جامعه محلی در شکلدادن به محیط زندگی است. نویسنده در این چارچوب، همکاری شهروندان، دولت محلی، متخصصان، دانشگاهها و بخش خصوصی را مورد توجه قرار میدهد.
دیدگاه زیستمحیطی و بومشناختی: کتاب بر ضرورت ایجاد تعادل میان توسعه شهری، محیط طبیعی و کیفیت زندگی تأکید دارد و تفاوتهای اقلیمی، فرهنگی و منطقهای را نیز در برنامهریزی مورد توجه قرار میدهد.
رویکرد بینرشتهای: شهرسازی در این کتاب صرفاً یک فعالیت فنی و مهندسی نیست؛ بلکه حوزهای است که باید مسائل اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی، سیاسی و فضایی را در ارتباط با یکدیگر ببیند.
ساختار کلی کتاب
کتاب در ۱۴ فصل به طیفی گسترده از موضوعات شهرسازی میپردازد؛ از توسعه محیط مسکونی و تاریخ و نظریههای فرم شهری تا برنامهریزی شهری، کاربری زمین، فضای سبز، حملونقل، شبکه خیابان، منظر و طراحی شهری، ساماندهی مناطق مسکونی، بازآفرینی شهری، مدیریت بحران، برنامهریزی در مقیاس خرد و در نهایت حرکت به سوی شهرسازی برای همزیستی منطقهای.
در مقدمه کتاب، شهرسازی فقط فعالیتی برای ساخت خیابان، زیرساخت، مسکن یا فضاهای عمومی تعریف نمیشود. نویسنده بر این باور است که فعالیتهای مربوط به ساخت و مدیریت شهر، به وسیله شهروندان، بخش عمومی و بخش خصوصی شکل میگیرد و شهروند آگاه و مسئول باید بتواند وضعیت شهر را بررسی کند، مشکلات را تشخیص دهد و در بهبود آینده فضای شهری نقش داشته باشد. حتی شهرسازی را میتوان بهعنوان یک سیستم اجتماعی برای کمک به فعالیت شهروندان بازتعریف کرد.
شاید همین نگاه، مهمترین دلیل معرفی این کتاب در «عابرشهر» باشد.
شهر برای چه کسی ساخته میشود؟
کتاب از همان ابتدا تلاش میکند شهر را از نگاه صرفاً کالبدی خارج کند و آن را بهعنوان محیط زندگی انسان، تعامل اجتماعی و همزیستی ببیند. در معرفی کتاب نیز بر این نکته تأکید شده است که شهر را نباید فقط مجموعهای از ساختمانها و خیابانها دانست، بلکه باید آن را بستری برای زندگی، تعامل و همزیستی اجتماعی دید.
این نگاه برای ما در ایران اهمیت ویژهای دارد. زیرا یکی از مشکلات شهرسازی ما شاید این باشد که شهر را بسیار خوب میسازیم، اما هنوز در بسیاری از موارد درباره اینکه مردم چگونه در آن زندگی میکنند، چگونه حرکت میکنند، چه موانعی دارند و چگونه میتوانند در تغییر محیط زندگی خود نقش داشته باشند، به اندازه کافی نمیاندیشیم. از این منظر، کتاب میمورا را میتوان دعوتی برای بازاندیشی در این پرسش دانست:
شهرسازی برای ساختن شهر است، یا برای ساختن محیطی بهتر برای زندگی؟
ماچیزوکوری؛ شهرسازی با مشارکت مردم
یکی از مفاهیم کلیدی کتاب، ماچیزوکوری (Machizukuri) یا شهرسازی و محلهسازی مشارکتی است. در این رویکرد، شهرسازی فقط وظیفه دولت یا متخصصان نیست. شهروندان و جامعه محلی، مدیریت شهری، متخصصان، دانشگاهها، مشاوران، بخش خصوصی و سایر گروههای اجتماعی میتوانند در فرایند شکلدادن به محیط زندگی نقش داشته باشند. کتاب حتی ساختارهایی برای ارتباط و همکاری میان این گروهها ترسیم میکند.
نویسنده نقش دولت محلی را نیز صرفاً اجرای پروژه نمیداند؛ دولت محلی باید شرایطی ایجاد کند که شهروندان بتوانند فعالانه در شکلدهی محیط زندگی خود مشارکت کنند، از اطلاعات و حمایت تخصصی برخوردار شوند و در فرآیند برنامهریزی نقش واقعی داشته باشند. این نگاه، بهخصوص در زمانهای که درباره حکمرانی شهری، مشارکت شهروندان و حق مردم بر شهر بسیار صحبت میکنیم، ارزش خواندن دارد.
نکتهای که برای «عابرشهر» مهمتر است
برای من، بخش دیگری از کتاب اهمیت ویژهای دارد:
پیوند میان حملونقل، شبکه خیابان و حرکت در مقیاس محلی.
نویسنده تأکید میکند که مسیر شهری فقط فضایی برای جریان ترافیک نیست؛ خیابان باید دسترسی به کاربریهای پیرامون و امکان آغاز و پایان سفر در مقیاس محلی را نیز فراهم کند. او همچنین پیادهروی را در کنار حملونقل عمومی، دوچرخه و سایر شیوههای جابهجایی در یک شبکه بههمپیوسته میبیند.
این نگاه بسیار مهم است؛ زیرا حرکت در شهر را از یک موضوع صرفاً ترافیکی خارج میکند و آن را به کیفیت محیط زندگی پیوند میدهد.
در بخش دیگری از کتاب نیز در چارچوب بازآفرینی مرکز شهر، «تجهیز مسیر پیادهروی» و «ارتقاء قدرت حرکت در شهر» بهعنوان بخشی از اقدامات شهرسازی مشارکتی مطرح شده است. از این منظر، کتاب اگرچه کتابی درباره «پیادهمداری» به معنای امروزی آن نیست، اما بخش مهمی از بنیان فکری آن با پرسشهایی که ما در «عابرشهر» دنبال میکنیم، همجهت است.
شهرسازی از بالا یا شهرسازی در کنار مردم؟
یکی از نکات جالب کتاب این است که شهرسازی را یک فرآیند میانرشتهای میداند. نویسنده تأکید میکند که در پروژههای شهری باید ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی، سیاسی و فضایی بهصورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرند و بنابراین همکاری میان حوزههای مختلف علمی و حرفهای ضروری است. این دیدگاه برای شهری که مسائل آن روزبهروز پیچیدهتر میشود، هنوز قابل تأمل است.
شهر دیگر فقط مسئله شهرساز نیست. اقتصاددان، جامعهشناس، متخصص محیط زیست، مهندس حملونقل، معمار، مدیر شهری، شهروند و حتی کسبوکارهای محلی، هرکدام بخشی از واقعیت شهر را در اختیار دارند. مسئله اصلی شاید این باشد:
چه کسی این قطعات پراکنده را کنار هم میگذارد؟
و یک نکته مهم: قرار نیست تجربه ژاپن را کپی کنیم
در معرفی این کتاب نباید گرفتار یک اشتباه رایج شویم: اینکه تجربه ژاپن را نسخهای آماده برای شهرهای ایران بدانیم. این کتاب حاصل تجربه تاریخی، نهادی و اجتماعی ژاپن است و نخستین نسخه آن نیز متعلق به دهه ۱۹۹۰ است. بنابراین، ارزش آن بیش از آنکه در «کپی کردن راهحلها» باشد، در یاد گرفتن شیوه فکر کردن درباره مسئله شهر است. اتفاقاً خود متن نیز بر ضرورت توجه به شرایط فرهنگی و منطقهای کشورهای در حال توسعه و پرهیز از محدود کردن برنامهریزی به الگوهای کشورهای پیشرفته تأکید میکند. از این منظر، شاید سؤال درست درباره این کتاب این نباشد که:
«کدام پروژه ژاپنی را میتوانیم در ایران اجرا کنیم؟» بلکه این باشد:
«چه نوع رابطهای میان شهروند، مدیریت شهری، متخصص و فضای زندگی میتوانیم در ایران ایجاد کنیم؟»
کتابی برای دانشجویان و مدیران شهری
این کتاب از نظر ساختار نیز جالب است و مجموعهای گسترده از موضوعات اصلی شهرسازی را در کنار یکدیگر قرار میدهد؛ از برنامهریزی شهری و کاربری زمین تا حملونقل، منظر، مناطق مسکونی، بازآفرینی شهری، مدیریت بحران، برنامهریزی در مقیاس خرد و شهرسازی مشارکتی. به همین دلیل، میتوان آن را برای دانشجویان، پژوهشگران و متخصصانی که میخواهند با بخشی از تجربه و اندیشه شهرسازی ژاپن آشنا شوند، کتابی مفید دانست. اما شاید مهمتر از همه، کتاب ما را دوباره با یک پرسش قدیمی اما همچنان زنده روبهرو میکند:
اگر شهر برای زندگی انسان ساخته میشود، آیا انسان واقعاً در فرآیند ساخت آن حضور دارد؟
این پرسش، به نظر من، همچنان برای شهرهای ایران تازگی خود را از دست نداده است.
دسترسی رایگان به کتاب
ترجمه این اثر در قالب یک پروژه انتشار آزاد دانش در سال ۱۴۰۵ در دسترس قرار گرفته است و فایل کامل کتاب برای مطالعه علاقهمندان ارائه شده است.
فایل کامل کتاب را میتوانید از اینجا دریافت و مطالعه کنید:
📖 دریافت رایگان کتاب «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی»
امیدوارم این کتاب برای دانشجویان، پژوهشگران و مدیران شهری که دغدغه آینده شهرهای ایران را دارند، فرصتی برای آشنایی با بخشی از تجربه شهرسازی ژاپن و، مهمتر از آن، فرصتی برای دوباره فکر کردن به رابطه میان شهر، شهروند و محیط زندگی باشد.
فقط یک نکته کتابشناختی را پیش از انتشار باید در نظر داشته باشیم: عنوان روی جلد «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» است، اما در شناسنامه فایل «شهرسازی برای همزیستی منطقهای» درج شده است. من در متن از عنوان روی جلد استفاده کردم، چون برای معرفی عمومی کتاب طبیعیتر است؛ اما بهتر است این دوگانگی در نسخه اصلی کتاب توسط مترجم روشن شود.
