آیا خیابان شلوغ، الزاماً خیابان خوب است؟
وقتی تراکم جمعیت به طرد خاموش تبدیل میشود
پیادهراه ۱۵ خرداد همیشه شلوغ است. اما یکی از پرسشهای رایج در برنامهریزی پیادهمحور این است که اگر یک خیابان پر از عابر است، آیا الزاماً خیابان موفقی است؟ آیا این شلوغی به این معناست که فضا برای همه خوب کار میکند؟
در بسیاری از تحلیلهای شهری—از جمله تحلیلهای دانشگاهی—موفقیت یک پیادهراه با معیارهایی مثل حذف خودرو، افزایش تردد و همپیوندی فضایی سنجیده میشود. از این منظر، ۱۵ خرداد یک نمونه موفق است زیرا اتصال عالی به مترو، قلب بازار، و جریان دائمی جمعیت را دارد. اما «خرد پیاده» یک سؤال متفاوت میپرسد:
چه کسی، چه زمانی، با چه هزینهای میتواند در این فضا حرکت کند؟
در ۱۵ خرداد، تراکم جمعیت گاهی از مرز سرزندگی عبور میکند و به ازدحام مخل میرسد. با وجود حذف خودرو انجام شده، اما کیفیت تجربه با تداخل حرکت باربران و عابران، بهطور یکنواخت توزیع نشده است. مبلمان ناکافی، موانع دسترسپذیری، کمبود نقاط مکث و افت حضورپذیری در شب، نشان میدهد که پیادهراهسازی بدون توجه به تجربه بدنمند، میتواند به فضایی «فقط برای اغلب» تبدیل شود.
در نگاه اول، حضور بیشتر یعنی کیفیت بالا است. در حالیکه تراکم یک متغیر چند وجهی است و نشانه کیفیت نیست. تجربهی زیستهی عابران و از منظر شهر همگان چیز دیگری میگوید. گردشگران، خریداران و عابران روزمره، تجربه راهرفتن را برای بسیاری از بدنها—بهویژه سالمندان، کودکان و افراد دارای محدودیت حرکتی—فرساینده و ناایمن میکند. این چیزی است که در نقشههای کالبدی دیده نمیشود، اما بدنها آن را هر روز حس میکنند.
اینجاست که شکاف میان تحلیل فضاییِ حرکت و فهم بدنمندِ حضور آشکار میشود.
در حالی که تکنیک چیدمان فضا (Space Syntax) میان تراکم عابر و ساختار فضایی رابطهای معنادار برقرار میکند، ذکاوت پیاده نشان میدهد که تراکم بهتنهایی شاخص کیفیت نیست. حضور بالا میتواند هم نشانهی سرزندگی باشد و هم علامت فشار و حذف پنهان بدنهای آسیبپذیر نیز باشد. آنچه ذکاوت پیاده به تحلیل میافزاید، گذار از «حجم حضور» به «هزینهی حضور» است؛ گذاری که تنها از طریق ترکیب تحلیل فضایی با دادههای بدنمند و ادراکی ممکن میشود.
هسته اصلی نظریه و تکنیک چیدمان فضا هیلر و همکاران او در رابطه با پیادهمداری، مفهوم حرکت طبیعی (Natural Movement) است. هیلر استدلال میکند که میزان تردد پیاده در یک خیابان، بیش از آنکه به کاربریهای اطراف (مثل مغازهها) بستگی داشته باشد، به موقعیت آن خیابان در کل شبکه شهری بستگی دارد. خیابانهایی که از نظر هندسی مستقیمتر هستند و دسترسی بهتری به سایر نقاط شهر دارند. در نتیجه شاخص همپیوندی (Integration) بالا، به صورت خودکار پیادههای بیشتری را جذب میکنند. بر همین اساس هیلر معتقد است ابتدا چیدمان فضا باعث جذب پیاده میشود، سپس به دلیل حضور پیادهها، مغازهها اقتصاد حرکت در آنجا شکل میگیرند و این چرخه باعث رونق فضا میشود.
از دیدگاه او، تراکم برابر با پیامد ساختار فضایی است؛ بنابراین رابطهی معناداری میان همپیوندی فضایی (Integration)، انتخاب (Choice) مسیر و تراکم حرکت عابر(LOS) وجود دارد. منطق اصلی این است که «فضاهایی که در شبکه شهری یکپارچهترند، بهطور طبیعی حرکت بیشتری جذب میکنند». براین اساس الگوی حرکت طبیعی (Natural Movement) تا حد زیادی با این شاخص ها توضیح داده می شود. به بیان ساده، فضاهایی که در شبکهی شهری «در دسترستر» و «یکپارچهتر» هستند، عابر بیشتری جذب میکنند. این رویکرد در تحلیل استخوانبندی شهر، شناسایی محورهای بالقوهی پیاده، و فهم منطق کلان حرکت، بسیار قدرتمند است. اینجا شکاف نظری روشن میشود.
جدول زیر تمایز کلیدی «حضور» در برابر «حضورپذیری» را نشان می دهد.
| ذکاوت پیاده | چیدمان فضا | مفهوم |
| کیفیت ماندن بدنها | تعداد بدنها | حضور |
| متغیر تجربه | خروجی ساختار | تراکم |
| صریح و سنجشپذیر | ضمنی | کیفیت |
| محور تحلیل | نادیده | بدن آسیبپذیر |
ذکاوت پیاده مفهوم حضورپذیری (Stayability / Presence Capacity) را بدین گونه تحلیل میکند و این پرسش ها مطرح می شوند که آیا فضا اجازه میدهد بدن بایستد؟ مکث کند؟ برگردد؟ و با ریتم خودش حرکت کند؟
در نتیجه فضایی که فقط «عبور» تولید میکند، حتی اگر شلوغ باشد، لزوماً فضای باکیفیت نیست. به علاوه میزان تراکم هم شاخص مهمی در سنجش کیفیت به شمارمی آید.
تراکم حرکت عابر یا Pedestrian Level of Service (LOS) یکی از متداولترین شاخصها برای سنجش کیفیت حرکت پیاده است که بر اساس چگالی جمعیت، سرعت حرکت و میزان برخوردهای ناخواسته تعریف میشود. با این حال، LOS در تعریف کلاسیک خود، عابر را بدنی همگن (سالم) فرض میکند و تفاوتهای سن، جنسیت، توان حرکتی و تجربهی ذهنی را نادیده میگیرد. ذکاوت پیاده با حفظ ارزش تحلیلی LOS، آن را در چارچوبی بدنمند بازتعریف میکند؛ بهگونهای که تراکم بالا نهتنها بهعنوان شاخص سرزندگی، بلکه بهعنوان منبع بالقوهی استهلاک، اجتناب و طرد گروههای آسیبپذیر مورد سنجش قرار گیرد. از این منظر، تراکم زمانی مسئلهمند میشود که هزینهی بدنی حرکت برای برخی بدنها از آستانهی تحمل فراتر رود؛ حتی اگر جریان حرکت از نظر مهندسی همچنان «قابل قبول» تلقی شود.
جدول تمایز: حضور (Space Syntax) در برابر حضورپذیری (Pedestrian Intelligence) در زیر نشان داده شده است.
| شاخص تمایز | حضور (Presence)
(دیدگاه هیلر و همکاران) |
حضورپذیری ( Stayability )
(دیدگاه ذکاوت پیاده) |
| منطق
اصلی |
حرکت طبیعی: عابر به دلیل پیکرهبندی
فضا «مجبور» یا «هدایت» به حضور |
انتخاب آگاهانه: عابر به دلیل کیفیت و
جذابیت فضا «تمایل» به ماندن دارد. |
| نقش عابر | عابر به عنوان یک
جریان (Flow) یا عدد در گراف. |
عابر به عنوان یک
استفادهکننده (User) با نیازهای حسی. |
| شاخص کلیدی | همپیوندی و انتخاب:
هرچه مسیر مستقیمتر و متصلتر، حضور بیشتر. |
آسایش و تنوع: هرچه فضا انسانیتر و
منعطفتر، حضورپذیری بیشتر. |
| نوع فعالیت | عمدتاً فعالیتهای گذری
(حرکت از مبدأ الف به مقصد ب). |
عمدتاً فعالیتهای درنگ و اختیاری
(توقف، نشستن، تماشا). |
| هدف طراحی | بهینهسازی استخوانبندی شهر
برای توزیع حرکت. |
بهینهسازی گوشت و پوست شهر
برای ارتقای تجربه زیسته. |
| زمانمندی | حرکت در طول شبکه
(تداوم فضایی). |
مکث در نقطه
(تداوم زمانی و سکون). |
تحلیل مفهومی پیادهراه ۱۷ شهریور تهران
با وجود دقت فنی در مقالات علمی منتشرشده، مفهوم «شهر همگان» تقریباً غایب است. پیاده، یک عدد است؛ نه یک بدن متفاوت. در نتیجه، فضایی که روی کاغذ موفق است، اما در عمل برخی را حذف میکند.
در مقالهی «بررسی تحولات ساختار فضایی شهر تهران و تأثیر طرح توسعهمحور پیاده بر آن با استفاده از تکنیک نحو فضا»[1]، نویسندگان با تحلیل شاخص همپیوندی هیلیر و همکاران نشان میدهند که خیابان ۱۷ شهریور در مقیاس فرامحلی دارای همپیوندی بالاست، اما اجرای طرح پیادهمحور، در مقیاس محلی، به تضعیف دسترسی و انسجام منجر شده است و حتی در برخی موارد، باعث ایزولهشدن بافت تاریخی اطراف شده است. این تحلیل بهدرستی نشان میدهد که «همپیوندی بالا» لزوماً به معنای «پیادهپذیری موفق» نیست. اما یک نکتهی مهم در این نوع تحلیلها مغفول میماند و آن هم این است که تکنیک چیدمان فضا (Space Syntax) تنها حضور را نه کیفیت حضور را میسنجد.
در این رویکرد عابر تنها بهعنوان «عامل حرکت» نه «بدن تجربهکننده» دیده میشود. در نتیجه تراکم بالا میتواند همزمان نشانهی جذابیت و نشانهی فرسایش باشد؛ تداخل جریانها، توقفهای اجباری، خستگی بدنی، اضطراب ادراکی و حذف تدریجی گروههای آسیبپذیر دیده نمیشوند و تفاوت میان «آمدن چون مجبوریم» و «ماندن چون دوست داریم»، قابل تشخیص نیست. خیابانی ممکن است پررفتوآمد باشد، اما کودک در آن مکث نکند، سالمند مسیر را نیمهکاره رها کند، زن آن را صرفاً برای عبور سریع انتخاب کند؛ در نتیجه اینها در تحلیل همپیوندی دیده نمیشوند.
اما ذکاوت پیاده چه چیزی اضافه میکند؟
ذکاوت پیاده از اینجا آغاز میشود که بپرسد که چه کسی میتواند حرکت کند؟ با چه هزینهای؟ و تا کجا؟
در این رویکرد تراکم تنها یک متغیر نیست بلنه هدف به شمار می رود. در حالیکه کیفیت حضور از طریق شاخصهایی مثل استهلاک بدنی، اجتناب حرکتی، نیاز به مکث، نابرابری زمانی و تضاد لایههای حرکتی سنجیده میشود. بهعبارت دیگر تکنیک نحو یا چیدمان فضا میگوید «کجا حرکت هست» اما ذکاوت پیاده میپرسد «این حرکت برای چه بدنهایی قابلتحمل است»
درس مهم:
تراکم جمعیت بهتنهایی شاخص کیفیت نیست. حضور زیاد، اگر با هزینه بدنی بالا همراه باشد، نشانه نابرابری و موفقیت نیست. در نتیجه، ذکاوت پیاده به ما یادآوری میکند که شهر خوب، شهری نیست که فقط شلوغ باشد؛ شهری است که بدنهای متفاوت بتوانند بدون فرسایش، ترس یا اجبار در آن حرکت کنند.
جمعبندی:
اگر کیفیت را نبینیم، حتی با نیت خوب، طرد تولید میکنیم. و اگر بدن را وارد تحلیل نکنیم، تکنیکها ما را زودشیفته و شهر را ناعادلانه میکنند. تحلیلهای نحو یا پیکربندی فضا (Space Syntex) برای فهم ساختار شهر ضروریاند، اما اگر بهتنهایی مبنای تصمیمسازی قرار گیرند، خطر یک خطای کلاسیک به مغنای یکی گرفتنِ تراکم با کیفیت را دارند.
پیادهمحوری موفق، نه با افزایش عدد عابران، بلکه با کاهش رنج بدنها سنجیده میشود. شهر خوب، شهری نیست که فقط «عبورپذیر» باشد؛ شهری است که ماندنی، قابلتحمل و عادلانه باشد. این دقیقاً همان جایی است که ذکاوت پیاده، گفتوگو با تکنیک چیدمان فضا را نه برای نفی آن، بلکه برای کاملکردنش ادامه میدهد.
[1] – مقیمی، لیلا؛ حناچی، پیروز و فدائی نژاد بهرامجردی، سمیه( 1403)، بررسی تحولات ساختار فضایی شهر تهران و تاثیر طرح توسعه محور پیاده بر آن با استفاده از تکنیک نحو فضا، مورد مطالعاتی: طرح توسعه محور پیاده 17 شهریور، مجله معماری و شهرسازی آرمان شهر، شماره 48 صص132 – 115

