اکباتان؛ قلعهای در محاصرهی بزرگراهها و مدیریت «ذکاوتستیز»
مقدمه: (تجربه کالسکه):
شهرک اکباتان به عنوان نماد مدرنیسم شهری، در نگاه نخست (از بالا) منظم و کارآمد به نظر میرسد. اما تجربه زیسته با کالسکه فرزندم در دهه ۷۰، «نقشه ذهنی» متفاوتی را ترسیم کرد. در این نقشه، پلهها و اختلاف سطحهای ناگهانی، نه عناصر معمارانه، بلکه «سدّهای حرکتی» بودند. برای یک مادر یا پدر، نقشه اکباتان به مجموعهای از «بنبستها» تبدیل میشود که بدن را مجبور به انجام حرکات اضافی و فرساینده (مانند بلند کردن کالسکه) میکند. اینجاست که هندسهی زیبای مدرنیستی در برابر فیزیولوژی بدنِ دارای کالسکه یا واکر شکست میخورد و شهر به محیطی «لکنتدار» تبدیل میشود که جریان روانِ حرکت را قطع میکند.
اکباتان، شهری با معماری چندسطحی و پلههای متعدد، نمونهای است از شهری که بدنهای متفاوت را به چالش میکشد. پیادهروهای باریک و مسیرهای شیبدار، عبور سالمندان و افراد دارای محدودیت حرکتی را دشوار میکند. حتی یک حرکت ساده، مانند رفتن از خانه برای خرید یا خدمات محلی، مستلزم برنامهریزی دقیق و صرف انرژی بیشتر است. در چنین محیطی، عابران سالم و توانمند ممکن است حرکت خود را بدون مشکل انجام دهند، اما کسانی که نیازمند حمایت یا مکث بیشتر هستند، با موانع متعدد مواجه میشوند.
وقتی از شهرک اکباتان سخن میگوییم، در واقع با یک «شهرِ پنهان» در قلبِ پایتخت روبرو هستیم. با جمعیتی نزدیک به ۸۰ هزار نفر و بیش از ۱۵,۵۰۰ خانوار، اکباتان از نظر جمعیتی از اکثریتِ ۱۳۰۰ شهر ایران بزرگتر است. اما تراژدیِ مدیریتی اینجاست که با این کُلونیِ عظیمِ انسانی، هرگز در مقیاسِ یک «شهر» برخورد نشده است. این رویکرد، منجر به شکلگیری یک «قلعهی محصور» شده که علیرغم غنایِ داخلی، از فقرِ شدیدِ دسترسی و خدماتِ همپیوند رنج میبرد. از ویژگی های مهم اکباتان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. شکست در خدماتِ مقیاسِ شهری (Urban-Scale Services) (برای مدیران)
- اکباتان با این حجم از جمعیت، نیازمندِ زیرساختهایی است که فراتر از یک مجتمع مسکونی باشد. اکباتان با آن فضاهای باز و طراحی تفکیک شده، از نظر «حسِ اجتماعی» و «امنیتِ ساکنینش» به خیلی از محلات دیگربرتری دارد، زیرا فضای مشاع در آنجا به رسمیت شناخته شده است و قابل دستری همگان است.
- خوابگاهی شدنِ اجباری: به دلیلِ عدمِ پیشبینیِ فضاهای اشتغالِ مدرن و خدماتِ تخصصی در بطنِ شهرک، ۸۰ هزار ساکنِ آن برای ابتداییترین نیازهای اداری، درمانی و شغلی خود مجبور به خروج از شهرک و ورود به شبکهی اتوبانیِ متراکمِ اطراف هستند. این یعنی تولیدِ «سفرِ اجباری» که برخلافِ اصولِ شهرِ ۱۵ دقیقهای و ذکاوتِ شهری که قبلا در این سایت از آن صخبت کردم.
- تمرکزِ خدمات در لبهها: خدماتِ موجود (مانند مگامال) به جای آنکه در خدمتِ پیوستگیِ داخلیِ شهرک باشند، به گونهای جانمایی شدهاند که ترافیکِ خودرو-محورِ بیرون را جذب کنند. در نتیجه، ساکنِ اکباتان در داخلِ «قلعهی خود» برای رسیدن به این خدمات با موانعِ کالبدی روبروست.
۲. همپیوندیِ مخدوش؛ قلعهای میانِ اتوبانها
اکباتان مصداقِ بارزِ «جزیرهی فضایی» است. مدیریتی که شهر را از دریچه خودرو میبیند، اکباتان را با بزرگراههای ستاری و لشکری محصور کرده است تا جریانِ ترافیکِ عبوری تسهیل شود، اما به این قیمت که پیوندِ این شهرِ ۸۰ هزار نفری با محلاتِ همجوارش (مانند کوی بیمه و آپادانا) کاملاً قطع شده است.
- انزوایِ عابرِ اکباتانی: یک شهروند در اکباتان برای رفتن به محلهی مجاور که شاید تنها ۲۰۰ متر با او فاصله دارد، گاهی مجبور است از پلهای عابرِ غیراستاندارد یا مسیرهای دورانیِ طولانی عبور کند. این گسست، به معنایِ «مرگِ شبکه همپیوندِ پیاده» در مقیاسی است که میتوانست الگویِ پیادهمداریِ نمونه کشور باشد.
۳. مدیریتِ «ذکاوتستیز» در برابرِ ساختارِ هوشمندِ اکباتان
طراحیِ اولیهی اکباتان (تفکیکِ سواره و پیاده در سطوح مختلف) یک شاهکارِ «ذکاوتِ کالبدی» بود؛ اما مدیریتِ شهریِ دهههای اخیر با تصمیماتِ آنی و شتابزده مثل تغییر کاربری ها خدماتی و نبود یک سیستم ناوبری هوشمند، این نظم را مخدوش کرده است.
- سدِ معبرهای مدیریتی: واگذاریِ فضاهای مشاعِ پیاده به کاربریهای ناسازگار و عدمِ نگهداریِ صحیحِ مسیرهایِ تفکیکشده، باعث شده که آن «آزادیِ حرکت» که ویژگیِ اصلیِ اکباتان بود، به تدریج رنگ ببازد.
- غیبتِ ناوبریِ فراگیر: برای شهری ۸۰ هزار نفری، نبودِ یک سیستمِ ناوبریِ هوشمند که مسیرهایِ بهینهی داخلی را به ایستگاههایِ مترو و اتوبوس متصل کند، یک بیعدالتیِ تکنولوژیک است. در حالی که ما متخصصانِ هوش مصنوعیِ توانمندی داریم، ساختارِ شهرداری، هنوز اکباتان را به عنوان یک «پروژهی ساختمانی» میبیند، نه یک «ارگانیسمِ زنده شهری».
۴. شهرک اکباتان؛ پدیدارشناسیِ یک «اَبَر-بلوکِ» از دید پیاده
امروزه در شهرهایی مثل بارسلون، مدل «سوبر-بلوک» برای نجات شهر از سیطره خودروها در حال اجراست. اکباتان، دههها پیش از بارسلون، الگوی ابر-بلوک را با موفقیت پیاده کرده بود. شهرک اکباتان در غرب تهران، فراتر از یک مجتمع مسکونی، یک «آرمانشهرِ کالبدی» است که در دههی ۵۰ شمسی با نگاهی پیشرو به تفکیکِ حرکتِ سواره و پیاده طراحی شد. اکباتان در مقیاسِ خود، مصداقِ بارزِ یک «اَبَر-بلوک» (Superblock) است که پتانسیلهای بینظیری برای تحقق عدالت پیاده داشته و دارد، اما همزمان با چالشهای «گسستِ شبکهای» دستوپنج نرم میکند.
یکی از بزرگترین موفقیتهای اکباتان، طراحیِ سهبعدیِ حرکت است. در اینجا، پیادهروها صرفاً نواری در کنار خیابان نیستند، بلکه یک «لایهی مستقلِ زندگی» هستند. در اکباتان، یک کودک یا سالمند میتواند بدونِ ترس از برخورد با خودرو، مسافتهای طولانی را در میان بلوکها طی کند. این «حقِ بر حرکتِ بدونِ استرس» است.
تجربه زیسته در فضاهای بازِ میانِ بلوکها در اکباتان (فضای مشاع ) به دلیلِ نبودِ خودرو، به یک «نظام حسی اجتماعی» تبدیل شدهاند؛ جایی که صدا، بو و حرکت در توازن هستند. اکباتان ثابت کرد که با طراحیِ درستِ سازهای، میتوان «بوق و سرعت» را از «گام و آرامش» جدا کرد.
۵ . نقدِ دسترسی و گسستِ «مایلِ آخر» (Last Mile)
علیرغم قدرتِ کالبدی داخلی، اکباتان از منظر «همپیوندی با کلِ شهر» دچار ضعفهای جدی است که محصولِ همان نگاهِ ایزوله در برنامهریزی شهری ایران است. شهرک اکباتان جزیرهای در محاصرهی بزرگراهها است. اکباتان از سه سو با بزرگراههای پرسرعت (ستاری، لشکری و کرج) محصور شده است. این حصارها، اکباتان را به یک «قلعهی مدرن» تبدیل کردهاند که دسترسیِ پیادهی آن به محلاتِ مجاور (مثل آپادانا یا کوی بیمه) به شدت دشوار و ناعادلانه است.
با وجودِ راهاندازیِ ایستگاهِ متروی اکباتان، پارادوکسِ مترو و پیادهرو به طور جدی وجود دارد. چراکه زنجیرهی حرکتِ پیاده میانِ بلوکها و ایستگاهِ مترو همچنان با «گسستهای پدیدارشناسانه» روبروست. عابر باید از فضاهایی عبور کند که لزوماً از نظر «امنیتِ ادراکشده» (بهویژه در شب) نمرهی قبولی نمیگیرند. سیستم حملونقل عمومی هم به گونهای نیست که یک معلول یا سالمند بتواند بدون استرس از خانهاش در حاشیه شهر به این پیادهراهها برسد. زنجیره در ایستگاهِ اتوبوس پاره میشود
اینجاست که «ذکاوت پیاده» که در پست های قبلی شرج داده شد، باید با استفاده از نورپردازی هوشمند و نظارت اجتماعی، این حفرههای حرکتی را پر کند. اگر امروز بخواهیم با ابزارهای هوش مصنوعی، اکباتان را بازخوانی کنیم، به نتایج شگفتآوری میرسیم:
در اکباتان، عابران مسیرهای میانبرِ خود را از میانِ فضاهای سبز و مشاعات خلق کردهاند. ذکاوت پیاده ایجاب میکند که شهرداری به جایِ مبارزه با این مسیرها، آنها را به رسمیت شناخته و با مبلمانِ هوشمند تجهیز کند. برای مثال بازارهای کلان و خردِ اکباتان (مگامال و بازارهای محلی) پتانسیل تبدیل شدن به قطبهای پیادهمدارِ غرب تهران را دارند، اما به دلیلِ «مدیریتِ سلیقهای و شتابزده»، دسترسیِ پیادهی آنها قربانیِ پارکینگهای بزرگِ خودرو شده است.
نتیجهگیری: اکباتان به مثابه یک «درسآموخته»
اکباتان به ما میآموزد که حتی بهترین طراحیِ داخلی (Micro-scale) اگر با یک «نقشهی همپیوندِ شهری» (Macro-scale) ترکیب نشود، منجر به انزوای فضایی میگردد. اکباتانِ امروز نیازمندِ «ناوبریِ هوشمندِ انسانمحور» است تا بتواند پتانسیلهایِ خفتهی خود را در اختیارِ نه تنها ساکنانِ بلوکهایش بلکه ۱۲ میلیون شهروندِ تهرانی قرار دهد.
واکاوی شهرک اکباتان به مثابه آزمایشگاهِ عدالت نشان داد که ما در دهههای گذشته، الگوهای موفقی از «ابر-بلوکهای انسانمحور» داشتهایم که به دلیلِ بروکراسیِ محلی و نگاهِ ایزولهی مدیران، به «قلعههای محصور میان بزرگراهها» تبدیل شدهاند. اکباتان با جمعیتِ ۸۰ هزار نفریاش، آزمایشگاهی است که نشان میدهد چگونه میتوان با «ناوبری هوشمندِ انسانمحور»، عدالت را در مقیاسِ محله بازتعریف کرد. ذکاوت پیاده ایجاب میکند که با اکباتان به عنوان یک «شهر-آزمایشگاه» برخورد شود؛ جایی که میتوان برای اولین بار در ایران، مدلِ «حملونقلِ فعالِ کاملاً همپیوند» را پیاده کرد تا ساکنان بدونِ نیاز به خروج از شهرک با خودرو، به تمامِ نیازهای خود دسترسی داشته باشند.
اما اکباتان به ما ثابت میکند که حتی اگر بهترین «شهرِ پیادهمحور» را هم بسازیم، اگر آن را در حصارِ بزرگراهها زندانی کنیم و خدماتش را با مقیاسِ جمعیتش تنظیم نکنیم، به یک «قلعهی زیبا اما ناکارآمد» تبدیل میشود.
راهکارهای عبور از بحران اکباتان:
- استفاده از مدل «دوقلوی دیجیتال» (Digital Twin): برای اولین بار در ایران، میتوان با استفاده از هوش مصنوعی، یک مدل سهبعدی از اکباتان ایجاد کرد تا «مسیرهای اشتیاق» (میانبرهای خودجوش مردم) را شناسایی و به رسمیت شناخت. این مدل به شهرداری کمک میکند به جای مبارزه با این مسیرها، آنها را ایمنسازی کرده و به مسیرهای رسمی تبدیل کند.
- ایجاد «اکو-پلهای پیاده»: برای شکستن محاصرهی بزرگراهها، میتوان با طراحی پلهای پیادهرویی که فقط یک مسیر سیمانی نیستند، بلکه فضاهای سبزی برای مکث و استراحت هستند (با عرض زیاد و کاربریهای کوچک خدماتی)، اکباتان را به محلات آپادانا و کوی بیمه متصل کرد.
- پروتکل «حق بر حرکت سالمندان»: الزام شهرداری منطقه به انتشار نقشه دسترسیپذیری که در آن تمام پلهها و موانع حرکتی مشخص شده باشد و متعهد شدن به نصب رمپها و آسانسورهای استاندارد در نقاط کلیدی برای رفع «حبس خانگی محیطی» سالمندان.


