شهرهای فراگیر و تحول شهری جهانی

ارسال شده در توسط معینی
AberShahr > معرفی کتاب > شهرهای فراگیر و تحول شهری جهانی

معرفی کتاب: شهرهای فراگیر و تحول شهری جهانی -زیرساخت‌ها، درهم‌تنیدگی و توسعه پایدار
Bailey, L., & Otsuki, K. (Eds.), (2025), Inclusive Cities and Global Urban Transformation: Infrastructure, Intersectionalities, and Sustainable Development– Open Access – Springer

مقدمه: چرا این کتاب مهم است؟
این کتاب به‌جای آن‌که بپرسد «چگونه شهر را بهتر طراحی کنیم؟» پرسش بنیادین‌تری مطرح می‌کند:
شهر برای چه کسانی کار می‌کند و چه کسانی را نادیده می‌گیرد؟

یکی از پیام‌های کلیدی کتاب این است که زیرساخت‌ها بی طرف یا خنثی نیستند. وقتی یک خیابان یا میدان طوری طراحی می‌شود که عابر پیاده مجبور است برای عبور از آن، ۳۰۰ متر مسیرش را دور کند ، این یک اشتباهِ مهندسی نیست؛ این یک تصمیمِ سیاسی است که زمانِ زندگیِ پیاده را فدایِ سرعتِ سواره کرده است. بنابراین همان پروژه‌ای که برای گروهی «پیشرفت» تلقی می‌شود، می‌تواند برای گروهی دیگر به طرد، جابه‌جایی یا حذف منجر شود. کتاب به‌صراحت نشان می‌دهد که زیرساخت‌ها—از حمل‌ونقل و دیجیتال‌سازی گرفته تا پروژه‌های کلان و فضاهای عمومی—می‌توانند هم ابزار عدالت و هم سازوکار نابرابری باشند. همان‌گونه که بایلی و اوتسوکی (2025) نشان می‌دهند، فراگیری شهری نه یک وضعیت کالبدی، بلکه فرایندی ناتمام، مناقشه‌برانگیز و مبتنی بر تجربه‌ی زیسته‌ی گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده است؛ فرایندی که بدون بازاندیشی در منطق زیرساخت و حکمرانی، تحقق نمی‌یابد.

مناقشه‌برانگیز» (Contested/Contentious) در کتاب بایلی و اوتسوکی (2025) و در ادبیات برنامه‌ریزی شهری پیشرو، یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم است. این واژه در تضاد با نگاه «هارمونیک» به شهر قرار می‌گیرد. وقتی آنها می ‌گویند شهر فراگیر یک فرایند مناقشه‌برانگیز است، منظورشان این است که شهر نباید مثل یک هتل پنج‌ستاره باشد که همه در آن لبخند می‌زنند، بلکه باید مثل یک «میدانِ گفت‌وگویِ داغ» باشد. انها همچنین معتقدند که شهر فراگیر یک «پروژه‌ی تمام‌شده» نیست که روبانش را ببرند.
اما چرا مناقشه‌برانگیز؟ چون قدرت همیشه تمایل دارد تا فضا را به نفعِ ثروتمندان و «بدن‌های استاندارد» مصادره کند. بنابراین، فراگیری یک «جنگِ روزمره» است. گروه‌های حاشیه‌ای باید هر روز برای «حقِ به عقب راندنِ دیوارِ قدرت» چانه‌زنی کنند. اگر مناقشه متوقف شود، یعنی یکی از طرفین (معمولاً قدرت) پیروز شده و فراگیری از بین رفته است. برای مثال فرض کنید شهرداری می‌خواهد پیاده‌رو را «ساماندهی» کند.

نگاه غیرمناقشه‌ای: شهرداری دستور می‌دهد: «سد معبر ممنوع! پیاده‌رو باید برای عابر باز باشد.» (حذفِ یک گروه به نفع گروه دیگر).
نگاه مناقشه‌برانگیز (فراگیر): شهرداری می‌پذیرد که پیاده‌رو فضایی برای مناقشه میان «حقِ حرکتِ عابر» و «حقِ بقایِ دست‌فروش» است. به جای حذف، فضایی برای چانه‌زنی ایجاد می‌کند تا هر دو در فضا حضور داشته باشند. این یعنی پذیرشِ «تنشِ دائمی» به عنوان بخشی از ماهیتِ شهر عادل.
بنابراین شهرِ فراگیر، شهری نیست که در آن هیچ اعتراضی وجود ندارد، بلکه شهری است که در آن ضعیف‌ترین بدن‌ها، ابزارِ قدرت و تریبونِ لازم برای مناقشه و چانه‌زنی با ساختارهای حاکم را در اختیار دارند. اگر در شهرِ ما هیچ “تضادی” دیده نمی‌شود، به این معنا نیست که عادل هستیم، بلکه به این معناست که نابرابری را چنان عمیق نهادینه کرده‌ایم که صدایِ مخالف شنیده نمی‌شود».
در این چارچوب، «شهر فراگیر» نه یک وضعیت آرمانی آماده، بلکه فرایندی ناتمام، مناقشه‌برانگیز و مبتنی بر تجربه‌ی زیسته‌ی شهروندان تعریف می‌شود؛ فرایندی که همواره در حال چانه‌زنی میان قدرت، فضا و زندگی روزمره است.

۱. هدف اصلی کتاب
هدف اصلی کتاب آن است که مفهوم «شهرهمگان یا فراگیر» (Inclusive City) را از یک شعار سیاستی و کلی، به مسئله‌ای تجربی، تقاطعی و زیسته تبدیل کند. مشارکت نویسندگانی از حوزه‌های جغرافیا، برنامه‌ریزی شهری، جامعه‌شناسی، مطالعات توسعه، سلامت، مهاجرت و کنشگری شهری نشان می‌دهد که فراگیری شهری نه یک روایت واحد دارد و نه با یک چارچوب نظری تک‌رشته‌ای قابل فهم است.
کتاب نشان می‌دهد که هم‌زمان با رشد سریع شهرنشینی، پروژه‌های زیرساختی، هوشمندسازی و برنامه‌های توسعه، نابرابری‌های شهری نیز عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده‌اند. شهرها در عین تولید فرصت، به‌طور ساختاری گروه‌هایی چون سالمندان، افراد دارای معلولیت، زنان، اقشار کم‌درآمد و ساکنان سکونت‌گاه‌های غیررسمی را به حاشیه می‌رانند. از این‌رو، فراگیری صرفاً به معنای دسترسی فیزیکی نیست، بلکه به معنای دسترسی عادلانه به حق شهر، خدمات، امنیت، صدا و کرامت انسانی است.

۲. زیرساخت‌ها: دوگانه‌ی شمول و طرد(Inclusion/Exclusion)
یکی از استدلال‌های محوری کتاب این است که زیرساخت‌ها ذاتاً بی‌طرف نیستند. بسیاری از پروژه‌های شهری، حتی با شعار «پایداری» و «هوشمندی»، در عمل به نابرابری فضایی، جابه‌جایی جمعیت و حذف خاموش گروه‌های آسیب‌پذیر دامن می‌زنند. کتاب نشان می‌دهد که بدون توجه به زمینه‌های اجتماعی و تجربه‌ی زیسته، زیرساخت می‌تواند به ابزاری برای بازتولید نابرابری بدل شود.

۳. درهم‌تنیدگی نابرابری‌ها (Intersectionality)
ستون فقرات نظری کتاب، رویکرد درهم‌تنیدگی)تقاطعی) نابرابری‌های شهری است. نابرابری هرگز تک‌بعدی نیست؛ جنسیت، سن، طبقه، نژاد، توان جسمی، وضعیت مهاجرت و سلامت به‌صورت هم‌زمان و درهم‌تنیده تجربه‌ی شهری را شکل می‌دهند. سیاست‌ها و طراحی‌هایی که این پیچیدگی را نادیده می‌گیرند؛ حتی با نیت فراگیر در عمل ناکام می‌مانند.

۴. از شهر برنامه‌ریزی‌شده تا شهر زیسته
برخلاف رویکردهای تکنوکراتیک، این کتاب شهر را از خلال حرکت روزمره، دسترسی، سلامت، پیاده‌روی، فضا و کنش‌های کوچک مقاومت و سازگاری می‌خواند. شهرهمگان (فراگیر) نه تنها در اسناد رسمی و طرح‌های جامع، بلکه در خیابان، پیاده‌رو، بازار و محله ساخته می‌شود.

۵. عاملیت شهروندان و شهرِ «در حال ساخته‌شدن»
کتاب تأکید می‌کند که حتی در شرایط طرد، شهروندان منفعل نیستند. شبکه‌های غیررسمی، کنشگری محلی، هنر شهری، فضاهای اشتراکی و شیوه‌های زندگی روزمره ابزارهایی برای بازپس‌گیری شهرند. از این منظر، شهرهمگان محصول نهایی نیست؛ فرایند مداوم چانه‌زنی میان قدرت، فضا و زندگی روزمره است.

6. پیاده‌روی، عدالت و شهر خودرومحور
کتاب در فصل هفتم را به قابلیت پیاده‌روی شهری و عدالت در شهر خودرو محور (Urban Walkability and Equity in the Car-Centric City)؛ اختصاص داده است و پیاده‌روی را به‌مثابه یک حق شهری نابرابر توزیع‌شده بررسی می‌کند. نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که در شهرهای خودرومحور، پیادگان—به‌ویژه سالمندان، کودکان، زنان، افراد دارای معلولیت و اقشار کم‌درآمد—قربانی ساختارهای ناعادلانه فضایی‌اند. در این رویکرد، پیاده‌مداری صرفاً کیفیت کالبدی پیاده‌رو نیست، بلکه ترکیبی از ایمنی، تداوم مسیر، دسترسی، کرامت و تجربه‌ی زیسته است. اگر پیاده‌روی عادلانه نباشد، شهر اساساً نمی‌تواند فراگیر باشد. نبود پیاده‌رو مناسب، ناامنی، گسست مسیرها و اولویت‌دادن به خودرو نه کاستی‌های طراحی، بلکه اشکال ساختاری بی‌عدالتی شهری هستند.

جمع‌بندی
این کتاب دعوتی است به بازاندیشی شهر، نه از بالا، بلکه از نگاه کسانی که بیشترین بار نابرابری را در زندگی روزمره حمل می‌کنند. برای مباحثی چون عدالت پیاده، تجربه‌ی عابر، شهر انسانی و نقد پارادایم‌های رایج برنامه‌ریزی شهری، این اثر یک منبع مرجع و انتقادی جدی است.
کتاب نشان می‌دهد که شهرهمگان یا فراگیر بدون توجه به عدالت اجتماعی، تجربه‌ی زیسته و درهم‌تنیدگی نابرابری‌ها، صرفاً یک شعار سیاستی باقی می‌ماند. اگر شهری برای آسیب‌پذیرترین گروه‌ها قابل زیستن نباشد، در نهایت برای هیچ‌کس واقعاً پایدار نخواهد بود.
این کتاب را از اینجا دانلود کنید.

کلمات کلیدی:
شهر همگان | شهر فراگیر | درهم‌تنیدگی نابرابری | پیاده‌مداری | عدالت شهری

معینی
smmoeini@gmail.com
سلام، به عابر-شهر خوش آمدید. اینجا وبگاه شخصی سید محمد مهدی معینی فارغ التحصیل دکترای شهرسازی با گرایش برنامه ریزی شهری از دانشگاه نیوکاسل-انگلستان است. تحصیل و زندگی در شهرهای اروپایی و آمریکای شمالی همراه با بیش از 30سال سابقه کار اجرایی و پژوهشی در مدیریت شهر تهران تجربه ای بس گرانقدر است که امیدوارم بتوانم از این طریق حاصل آنرا به دیگران انتقال دهم.

دیدگاهتان را بنویسید