مسیر اشتیاق

ارسال شده در توسط معینی
AberShahr > گزارش ویژه پیاده مداری > مسیر اشتیاق

«مسیر اشتیاق»؛ طغیانِ بدن علیه هندسه‌ی قدرت

مقدمه

آیا تا به حال به ردپاهای باریکی که میان چمن‌کاری‌های منظم پارک‌ها یا زمین‌های خاکی کنار بزرگراه‌ها شکل گرفته‌اند دقت کرده‌اید؟ خطوطی که در نقشه وجود ندارند، در طرح مصوب نیستند و در رندرهای سه‌بعدی دیده نمی‌شوند، اما روی زمین شکل می‌گیرند. این‌ها را «مسیر اشتیاق» (Desire Lines) می‌نامند. اما شاید دقیق‌تر باشد بگوییم که این‌ها واقعی‌ترین نقشه‌های شهرند.

۱. هوشمندیِ پاها در برابر نادانیِ طرح‌ها

«مسیر اشتیاق» زمانی پدید می‌آید که طراحی رسمی با منطق بدن در تضاد باشد. وقتی پیاده‌رو با زاویه ۹۰ درجه طراحی شده، اما عابر مسیر مورب خاکی را انتخاب می‌کند، بدن در حال بیان یک حقیقت ساده است که طراحی تو، زمان و انرژی مرا سرقت می‌کند.

مسیر اشتیاق صرفاً میان‌بر نیست؛ شاخصی از ناهماهنگی میان طراحی و زندگی است. هرجا که چنین مسیری شکل می‌گیرد، باید پرسید: چه چیزی در هندسه رسمی، بدن را وادار به انحراف کرده است؟

۲. زیرساخت بی‌طرف وجود ندارد

شهرداری‌ها اغلب این مسیرها را «بی‌نظمی» تلقی می‌کنند و با نرده‌کشی، کاشت گل یا بالا بردن جدول، آن‌ها را مسدود می‌کنند. اما مسئله فقط چمنِ آسیب‌دیده نیست؛ مسئله اقتدار طراحی است. مسیر اشتیاق، اقتدار طراح را به چالش می‌کشد.
زیرساختی که اشتیاق بدن را نادیده بگیرد، بی‌طرف نیست؛ ابزاری برای کنترل حرکت است.

در برخی شهرهای پیشرو، رویکرد متفاوتی اتخاذ می‌شود. برنامه‌ریزان پس از اولین بارش برف، صبر می‌کنند تا مردم مسیرهای واقعی خود را روی برف ترسیم کنند، سپس همان مسیرها را رسمی می‌کنند. این یعنی «حکمرانی شنوا»؛ یعنی به رسمیت شناختن خرد حرکتی جمعی. مردم با پاهایشان رأی می‌دهند. به نظر می رسد که مسیر اشتیاق دموکراتیک‌ترین لایه شهر است.

۳. جامعه‌شناسی تمرد روزمره

جامعه‌شناسی مسیرهای اشتیاق (Desire Lines)؛

خرد جمعی عابران به معنی تمرد علیه طراحی صلب است. جایی که مردم، با پاهایشان، به ما می‌گویند شهر کجا اشتباه کرده است. در حقیقت وقتی عابران، با پاهایشان به طراحی «نه» می‌گویند؛ مسیر اشتیاق شکل می گیرد.

برای مثال در این تصویر،  دختر سمت راست، مسیر دوچرخه‌سواری را دنبال می‌کند که به دلایلی پیچ می‌خورد. دختر سمت چپ تصمیم می‌گیرد مستقیم و از مسیر خارج شود، اما فضای خالی روی چمن نشان می‌دهد که او اولین کسی نیست که این کار را انجام می‌دهد. مسیرهای خودجوشی که در نتیجه ترافیک پیاده یا دوچرخه ایجاد می‌شوند و در جایی که جاده یا پیاده‌رو وجود ندارد، «خطوط دلخواه» یا «مسیرهای دلخواه» نامیده می‌شوند.

در مستند(2011 Van der Burg’s Film) ساخته‌ی یان ون در بورگ (Jan van den Berg) درباره شهر لوسدن هلند، شهرداری برای جلوگیری از عبور مردم از یک مسیر غیررسمی، خندقی عمیق شبیه «خندق ضد تانک» حفر می‌کند. مردم علی رغم این مانع فیزیکی از آن بالا می‌روند و با تکرار این حرکت، مسیر جدیدی ایجاد می‌کنند. در نهایت، شهرداری ناچار می‌شود همان مسیر را با بودجه بیشتری به صورت رسمی و اصولی بسازد.

این داستان فقط درباره یک مسیر نیست؛ درباره رابطه قدرت و بدن است. وقتی عابران با پاهایشان به طراحی «نه» می‌گویند، شهر ناگزیر باید پاسخ دهد، یا منابع عمومی را صرف مبارزه با زندگی کند.

۴. اما همه توان تمرد ندارند

نکته‌ای که کمتر دیده می‌شود این است که مسیر اشتیاق اغلب توسط بدن‌های قوی‌تر ساخته می‌شود. سالمند نمی‌تواند از جدول بپرد. فرد دارای معلولیت نمی‌تواند از مسیر خاکی عبور کند. کودک نمی‌تواند از وسط میدان بدود. در نتیجه اگر مسیر اشتیاق رسمی نشود، نابرابری بازتولید می‌شود. بنابراین مسئله فقط تمرد نیست؛ مسئله عدالت نیز است. از آنجاییکه بدن‌های ضعیف‌تر، توان اعتراض حرکتی ندارند.  این‌جاست که «ذکاوت پیاده» باید وارد شود.

۵. ایران؛ سرزمین مسیرهای غیررسمی

در بسیاری از میدان‌های ایران، مرکز میدان تزئینی است و عبور از آن ممنوع می باشد. با این حال عابر از لبه خیابان می‌دود یا از وسط میدان عبور می‌کند. در این حال بدن می‌گوید که «این فضا برای نمایش نیست؛ برای عبور من نیز است».

ما اغلب این را نافرمانی مدنی می شماریم، درحالیکه پیاده‌راهی که به حمل‌ونقل عمومی وصل نیست، سایه ندارد و کاربری فعال ندارد، به‌سرعت مسیر غیررسمی تولید می‌کند یا متروک می‌شود. بنابراین مسیر اشتیاق همیشه کوتاه‌ترین مسیر نیست؛ قابل‌تحمل‌ترین مسیر است.

۶. از مسیر اشتیاق تا ذکاوت پیاده

پرسش اساسی این است که آیا باید این مسیرها را ببندیم یا بخوانیم؟

ذکاوت پیاده پیشنهاد می‌کند این پدیده به داده تبدیل شود:

  • ردیابی حرکت واقعی
  • تحلیل تراکم پاخور
  • ثبت توقف‌ها و دورزدن‌ها
  • استخراج شکاف میان نقشه رسمی و نقشه زیسته

گرچه هوش مصنوعی می‌تواند این نقشه زیسته را بازسازی کند؛ اما مسئله فناوری نیست؛ مسئله گوش دادن است. نقشه رسمی صاف، هندسی و منطقی است. نقشه زیسته کج، منحنی و بدن‌محور است. اما شهر واقعی، دومی است.

۷. مسیر اشتیاق؛ شکست طراحی یا پیروزی تجربه؟

هر ردپا روی چمن، شهادت‌نامه‌ای است از گفت‌وگوی ناتمام میان بدن و قدرت حکایت می کند. اگر آن را ببندیم، طراحی را تحمیل کرده‌ایم. اگر آن را بخوانیم، شهر را اصلاح کرده‌ایم. مسیر اشتیاق یک انحراف ساده نیست؛ آینه‌ای است که نشان می‌دهد شهر کجا علیه زندگی طراحی شده است. و شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که آیا ما آماده‌ایم به رد پاهای مردم گوش دهیم؟

معینی
smmoeini@gmail.com
سلام، به عابر-شهر خوش آمدید. اینجا وبگاه شخصی سید محمد مهدی معینی فارغ التحصیل دکترای شهرسازی با گرایش برنامه ریزی شهری از دانشگاه نیوکاسل-انگلستان است. تحصیل و زندگی در شهرهای اروپایی و آمریکای شمالی همراه با بیش از 30سال سابقه کار اجرایی و پژوهشی در مدیریت شهر تهران تجربه ای بس گرانقدر است که امیدوارم بتوانم از این طریق حاصل آنرا به دیگران انتقال دهم.